نمودار « 1 » جنت عدن مىدانستند و كعبهء آمال و قبلهء اقبال مىشناختند « 2 » .
و چون آن بنا تمام شد « 3 » پدر خود را سبكتكين « 4 » در آن باغ به « 5 » مهمان خواند و اميران را « 6 » بدان دولت « 7 » و تربيت « 8 » تكلف عظيم كرد « 9 » چنانكه سبكتكين را از آن علوّ همّت او عجب آمد « 10 » و آن ضيافت كه به تلقين « 11 » اقبال كرده بود « 12 » به نزديك او موقعى « 13 » يافت و او را بر كمال همت محمدت گفت و گفت : خورشيد اقبال ترا چنين آسمانى بايد و هماى دولت ترا چنين « 14 » آشيانى شايد . و در اثناى آن بر لفظ راند كه اى پسر ، هر بنايى كه تو مىافرازى « 15 » نيكو مىآيد « 16 » و هر نهالى كه تو مىنشانى زود به « 17 » بر « 18 » مىرسد « 19 » اما پس ازين نهال نيكوتر « 20 » در باغ اصطناع « 21 » نشان و ارباب هنر را تربيت كن ، و آب احسان خود را در جويبار اميد ايشان رواندار تا سايهور و ميوهدار گردند و عوايد و فوايد آن كافّهء مسلمانان را شامل باشد و ميامن « 22 » آن دولت در خاندان تو باقى ماند . و اگر كسى « 23 » اين همت را كه « 24 » اوج ، شعرى موطى اقدام او « 25 » تواند بود « 26 » به فكرت تمام تأمل كند داند كه همهء اين آثار و مآثر نتيجهء « 27 » آن همّت عالى بود .
هامش
( 1 ) مج : به منزلهء
( 2 ) متن : مىشناختند ، مپ 2 - و كعبه آمال . . . شناختند
( 3 ) مج - و چون آن بنا تمام شد + محمود
( 4 ) مج - سبكتكين
( 5 ) مج - به
( 6 ) مپ 2 : اميران دولت را ،
( 7 ) بنياد و مج - و اميران را بدان دولت
( 8 ) مج : ترتيب + ضيافت كرد و
( 9 ) مج : نمود
( 10 ) متن و مپ 2 - او عجب آمد
( 11 ) متن . شگفتى
( 12 ) مپ 2 - كه به تلقين . . . بود
( 13 ) مپ 2 : وقعى + تمام
( 14 ) مج - آسمانى بايد و هماى دولت ترا چنين
( 15 ) متن : مىافراشتى ، مپ 2 : افرشتى
( 16 ) متن و مپ 2 - نيكو مىآيد
( 17 ) متن - به
( 18 ) مپ 2 - بر
( 19 ) مپ 2 : مىآيد
( 20 ) مج :
نيكنامى ، بنياد : نام نيك
( 21 ) مپ 2 - اصطناع
( 22 ) متن : ميان
( 23 ) بنياد - را
( 23 ) متن + را
( 24 ) متن - كه
( 24 ) متن - را كه ، مج و بنياد - كه
( 25 ) بنياد : او اقدام
( 26 ) مپ 2 - اين همت . . . تواند ، مج - اوج شعرى . . . تواند بود
( 27 ) مج - و مآثر نتيجه