گاه ، نيز بيتى گفتهاند :
تكيه بر ديوار دارم همچو كاه از دست تو * بر در و ديوار بنويسيم كه آه از دست تو
تير و كمان كه مىسازند هم نظمى گفتهاند :
عاشق كردى مرا به بازى بازى * استاد شدى تو و كمان مىسازى
خواهى كه به يك شست دو تيراندازى * من نرد نيم به ششدرم اندازى
زغال ، يعنى دشمن رو سياه شود .
موم ، يعنى از غمت مثل موم شدم .
كاغذ سرخ ، كلثوم ننه گفته :
برايت مىنويسم نامهاى از بس كه خون گريم * تو گويى كاغذ مكتوب من رنگ حنا دارد
كاغذ زرد ، نيز گفتهاند : اين زردى رنگ از فراق تو شده .
مرد نيز ، از براى زن ، به اعتقاد كلثوم ننه ، اگر تنگ طلا بفرستد ، اين معنى را دارد :