تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلثوم ننه ( عقايد النساء ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
شيشه ، يعنى دل من از دست تو نازك شده است . عناب ، يعنى :
عناب لب لعل ترا قند توان گفت * چيزى كه به جايى نرسد چند توان گفت
زعفران ، يعنى :
زردم كردى چو زعفران سوده * تا چند خورم غم ترا بيهوده
انچوچك « 41 » ، يعنى لعنت بر تو ! فندق شور نكرده ، يعنى غم ترا خورده و مىخورم . فندق شور ، يعنى سرا پا داغ ترا به دل دارم . فندق سر داغ كرده ، يعنى آتش بر سرم افتاده است در طلب تو . فندق ك . . . پهلو داغ ، يعنى چنان‌كه آتشم بر دل زدى آتش بر ك . . . بيفتد . بادام پوست كنده ، در اين باب نيز بيتى گفته‌اند :
بادام سپيد سر برآورده ز پوست * عالم خبر است من ترا دارم دوست
هامش
( 41 ) - يا انجكك ، درختى كه در ايران در جنگل‌هاى خشك فارس و كوه‌هاى بختيارى و لرستان وجود دارد . دانهء آن شبيه به دانهء امرود و مغز آن سفيد است و آن را خورند .