باب شانزدهم در بيان چيزهايى كه بعد از خواهر خواندگى براى يكديگر فرستند
و ذكر همه آنها باعث طول كلام مىشود ؛ آن چه را علماى خمسه در آن اختلاف نداشتهاند ، ما ذكر مىكنيم ، و آنها از اين قرار است :
هل درست ، يعنى حلم دارم .
هل باز ، يعنى هلاكم .
هل يك طرف پوست كنده ، يعنى از حلم پاره پاره شدم .
ميخك ، يعنى كبابم .
دارچينى لوله ، يعنى قربانت شوم .
دارچينى باز كرده ، يعنى بيمارم ، چكنم ؟
جوز درست ، يعنى من از توام ، هيچغم مخور .
جوز يك طرف سائيده ، يعنى درد و ضعف دارم ، اين را ماليدهام ، تو هم بمال .
نبات ، يعنى در چشم من شيرينى .
صندل ، يعنى همه وقت مىبويمت .