تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قواعد السلاطين ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
بيت
هنر سخاست ، دگر جمله دست‌آويزست * اگر تو را به هرانگشت خويش صد هنر است
و يقين دان كه تا مال از قيد امساك مطلق نگردانند ، توسن مفاخر و معالى به قيد درنياورند . شعر
تجربه كردم ز هرانديشه‌اى * نيست نكوتر ز سخا پيشه‌اى خاصه ز بَهرِ كَرَم آمد درم * بر گذر قافيه اينك كرم
و هركه لقمه‌اى از طعام با عيالش مضايقه نمايد ، يا ثمره‌اى بىرضايش بخورد ، او نيز داخل سلسلهء بخلا باشد . به حيّز نقل درآمده كه : اسكندر از ارسطو پرسيد كه : سعادت در دنيا چيست ؟ گفت : جود و كرم ، و امّا سعادت دين به قول الهى
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
« 1 » يعنى هركه يك حسنه به ظهور رساند ، ثواب ده حسنه به او كرامت شود . بيت
آن‌كه تو را توشهء ره مىدهد * از تو يكى خواهد و ده مىدهد بهتر ازين مايه نشانيت « 2 » نيست * سود كن آخر كه زيانيت نيست « 3 »
امّا سعادت دنيا آن است كه مرغ دل خلق را به حكم « الإنسان عبيد الإحسان » « 4 » به كرم و احسان صيد نمايى كه چون دل ، كه سلطان مملكت بدن است در قيد كسى افتد ، قالب به تبعيّت قلب در دام مىافتد ، چون كريم ، مفتاح ابواب مملكت‌پذير را به حركت آورد ، عيون سعادت [ 44 ] به رويش گشاده ، اسباب مراداتش آماده شود ؛
هامش
( 1 ) . انعام / 160 . ( 2 ) . مخزن الاسرار : مايه ستانيت . ( 3 ) . اين ابيات از نظامى گنجوى است ( مخزن الاسرار ، ص 78 ) . ( 4 ) . بنگريد به : بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 117 .