خاتمه
بدان كه فايدهء علم تاريخ و تجربهء احوال سابقين آن آمده كه : خردمندان عقلا از آن پند گيرند و از موجبات شرور اجتناب ورزند ، و فهم نمايند كه علم بىورع ، و حفظ بىعقل ، و جمال بىملاحت ، و شادى بىتيمّن ، و حسب بىادب ، و حكم بىعدل ، و اعتماد بىتجريب ، به كار نيايد .
و حكما تقرير آوردهاند كه : علامت خوشخويى ، ده چيز گرديده : با مردم در كار نيكو مخالفت ناكردن ، از نفس خود انصاف دادن ، عيب مردم ناجستن ، زلّت « 1 » مردم را تأويل نيكو كردن ، عذر گناهكار پذيرفتن ، و حاجات محتاجان را روا كردن ، رنج مردم كشيدن ، عيب نفس خود ديدن ، روى تازه داشتن با مردم ، سخن خوش گفتن .
نظم
با همهء خَلقِ جهان ، خُلق پسنديده نماى * كه سوى خُلدِ برين راه بر آن خواهد بود
و چه زيبا گفتهاند :
نظم
خوش است عالم آزادگى و خوشخويى * بدين مقام درآ گر بهشت مىجويى
هامش
( 1 ) . س : ذلّت .