جانسپارى مطمئن بگرداند « 1 » و چون به دروغ ارتكاب نمايد در چشم و دل خلق به غايت مكروه و خوار نمايد ، كه هيچ گناهى قولى اشنع از كذب و افترا نيست و در جميع اديان در هر زمان ، دروغ ممنوع و مذموم بوده و مصطفى ، صلوات اللّه عليه ، فرموده كه « إيّاكم و الكذب فإنّ الكذب 98 يهدى إلى الفجور و الفجور يهدى إلى النّار » « 2 » .
ديگر ، بايد كه قول و فعل او مطابق باشد و درون دل او از نفاق و حقد خالى و به حقّ و واقع موافق بود . امّا اگر در جلوت و پيش چشم دوست و دشمن به هيأت هيبت و لباس جبروت و حشمت نمايش نمايد ، در خلوت پيش حقّ عزّ و علا ، در مقام « 3 » طاعت و فرمانبردارى ، شكر « 4 » و نيازمندى گزارش « 5 » كند و با خداى خود در مقام تضرّع و ابتهال « 6 » و با خلق خدا در صدد شفقت و افضال بود « 7 » .
نظم « 8 »
گوشهاى رو نامه 99 « 9 » را بگشا بخوان * بين كه حرفش هست درخورد شهان « 10 »
هركه در خلوت به بينش يافت راه * او ز دانشها بجويد دستگاه « 11 »
ديگر ، سلطان بايد كه در تحصيل مطالب و مرام و اجراى اوامر و احكام ، تهاون و مساهله جايز ندارد ، ليكن به مرتبهء لجاج و طيش نرساند و در حاجتگزارى عاجزان و محتاجان مسارعت و « 12 » تعجيل به كار دارد و به مدافعه و اهمال نگذارند و هميشه با جماهير رعايا و زيردستان به استمالت و دلدارى مقابله و مجامله نمايد و با خواصّ و عوامّ به پيغام مهمگزارى ، مخاطبه و مراسله كند تا عامّهء نفوس به ملايمت او « 13 » مسرور و به التفات خسروانهء او مباهى و پرحضور گردند « 14 » .
هامش
( 1 ) . م : - مردم را از طمع . . . مطمئن بگرداند .
( 2 ) . م : - ايّاكم . . . الى النّار ، + آية المناعى ملث اذا حدث كذب و اذا اوتمن خان و اذا وعد اخلف .
( 3 ) . م : + تضرع و ابتهال و .
( 4 ) . م : و شكرگزارى .
( 5 ) . م : گرايش .
( 6 ) . م : - و با خداى خود . . . و ابتهال .
( 7 ) . م : باشد .
( 8 ) . م : بيت .
( 9 ) . س ، م : نامهء حقّ .
( 10 ) . س : جهان .
( 11 ) . س :« هركه در خلوت به پيشش يافت راه * او ز عزتها بيايد دستگاه » .( 12 ) . س : - و .
( 13 ) . س : - او .
( 14 ) . س : گرداند .