يكى مقهور ، و يكى روزىخوار « 1 » بود و يكى روزى پرور « 2 » ، و اين دوى بر يكى [ اى ] ايزد تعالى گواست . پس چون تو واسطه بينى و غرض نهبينى نگر تا بواسطه ننگرى و كم و بيش از واسطه نه بينى از خداوند واسطه بينى . اگر زمين برندهد تاوان بر زمين منه و اگر ستاره داد ندهد تاوان بر ستاره منه ؛ ستاره از داد و بىداد همچنان بىآگاهيست كه زمين از بردادن . چون زمين را آن توانايى « 3 » نيست كه « 4 » نوش در - افگنى زهر بار آرد ، ستاره هم ايدونست نيكى و بدى نتواند نمودن . چون جهان بحكمت آراسته شد آراسته را از بردادن و زينت لابد بود پس درنگر بدين « 5 » جهان تا زينت او و بر او ببينى از نبات و حيوان و خورشها « 6 » و پرورشها و پوشيدنى « 6 » و انواع خوبى كه همه زينتى است از موجب حكمت پديد كرده ، چنان كه در محكم تنزيل خود همىگويد : « [
وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ ]
« 7 » ما خلقنا هما الا بالحق . » « 8 » چون دانستى كه ايزد در جهان هيچ نعمتى بيهوده « 9 » نيافريد بيهوده بود كه داد نعمت و روزى ناداده ماند و داد روزى آنست كه به روزى خواره دهى تا بخورد . چون داد چنين بود مردم آفريد تا روزى خورد ، چون مردم پديد كرد و تمامى نعمت بمردم بود و مردم را لابد بود از سياست و ترتيب و ترتيب و سياست بىره نماى خام بود كه هر روزى - خواره كه روزى بىترتيب و عدل خورد سپاس روزى دهنده [ نداند و اين عيب روزى - دهنده ] « 10 » را بود كه روزى بىدانشان و ناسپاسان را دهد و چون روزىده بىعيب بود روزىخوار « 1 » را بىدانش نگذاشت چنان كه اندر كتاب خويش ياد كرد « 11 » : «
وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ
. » « 11 » ( 17 پ ) در ميان مردمان پيغامبران فرستاد تاره داد و دانش و
هامش
( 1 ) - ن : روزى خواره
( 2 ) - ل : روزى بر ، ن : روزى دهنده
( 3 ) - ل و ن : توان
( 4 ) - ل و ن افزوده : تخم
( 5 ) - ن : درين
( 6 ) ، ل و ن : پوششها
( 7 ) - از ، ل و ن افزوده شده
( 8 ) - قرآن مجيد ، سورهء 44 ( الدخان ) آيهء 38 و 39
( 9 ) - ل :
بر بيهوده
( 10 ) - از ، ل و ن و پ افزوده شد
( 11 ) ، سورهء الذاريات 51 ، آيهء 22 ؛ ل و ب :وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ( سورهء الذاريات 51 آيهء 56 ) : ن و پ :عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ( سورهء 96 ( العلق ) آيهء 5 )