تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
خوب ، و زمرّد نگيرد . و ميان لعل سبز و يشب سبز و زمرّد تمييز هم به جلا كنند كى لعل جز به مرقشيثاى ذهبى جلا نگيرد ، و يشب سبز هم به جلاى لعل جلا گيرد و زمرّد به مرقشيثا جلا نگيرد . و اين نوع امتحانات جز جوهرى ماهر و حكّاكى حاذق نتواند كرد .

امتحان زمرّد

زبرجد را چون در آب اندازند همان رنگ آب نمايد ، و به سوهان سوده گردد و زود شكسته گردد و طاقت آتش ندارد . و نظاير و اشباه او بسيارند . به مينا و آبگينهء مصبوغ غشّ زمرّد كنند . و سنگهاى سبز باشد به زمرّد ماننده كى يكى از آن جمله مكّى خوانند ، و مكّى در سودن از زبرجد صلب تر بود ، و مينا ثقيل‌تر و درشت‌تر ، و بر دانا پوشيده نشود .

فصل در اشباه و نظايرى كى زمرّد را به طريق صناعت توان ساخت

و آن چند نوع است . امّا اول بگيريد پاره بلور صافى يا سنگ مها مصوّل كرده به ملح شخار بشويند و خشك كنند و از آن سه درمسنگ و از اسرنج سرخ خالص پنجاه درمسنگ شخار مدّبر و پنج درمسنگ مس سوختهء سودهء بيخته ، چنان با يكديگر بياميزند كه اجزاى هر يك به ديگر محتلط شوند ، و در خنورى سفالين كنند و سرش