خوب ، و زمرّد نگيرد .
و ميان لعل سبز و يشب سبز و زمرّد تمييز هم به جلا كنند كى لعل جز به مرقشيثاى ذهبى جلا نگيرد ، و يشب سبز هم به جلاى لعل جلا گيرد و زمرّد به مرقشيثا جلا نگيرد .
و اين نوع امتحانات جز جوهرى ماهر و حكّاكى حاذق نتواند كرد .
امتحان زمرّد
زبرجد را چون در آب اندازند همان رنگ آب نمايد ، و به سوهان سوده گردد و زود شكسته گردد و طاقت آتش ندارد .
و نظاير و اشباه او بسيارند . به مينا و آبگينهء مصبوغ غشّ زمرّد كنند .
و سنگهاى سبز باشد به زمرّد ماننده كى يكى از آن جمله مكّى خوانند ، و مكّى در سودن از زبرجد صلب تر بود ، و مينا ثقيلتر و درشتتر ، و بر دانا پوشيده نشود .
فصل در اشباه و نظايرى كى زمرّد را به طريق صناعت توان ساخت
و آن چند نوع است .
امّا اول بگيريد پاره بلور صافى يا سنگ مها مصوّل كرده به ملح شخار بشويند و خشك كنند و از آن سه درمسنگ و از اسرنج سرخ خالص پنجاه درمسنگ شخار مدّبر و پنج درمسنگ مس سوختهء سودهء بيخته ، چنان با يكديگر بياميزند كه اجزاى هر يك به ديگر محتلط شوند ، و در خنورى سفالين كنند و سرش