و دوم ريحانى و آن چون برگ مورد و خويد تر و تازه باشد .
و سوم مغربى خوانند از بهر ميل اهل مغرب بدان .
چهارم اصمّ كه شعاع ندارد و سبزى آن از اجناس مذكوره كمتر باشد ، و آن درجهء ادنى زمرّدست .
و عزّت ذبابى و ريحانى در بلاد فرنگ بيشتر بود ، و رسم فرنگ آن است كى بر يك انگشترى چندپاره نگين خرد تركيب كنند ، چون ظلمانى باشد ، و حجم آن خرد رنگين و سرخ نمايد .
و همچنين ياقوت بهرمانى فرنگان عزيز دارند براى نگينهاى خرد ساختن .
و جمله انواع زمرّد خرد و بزرگ قصبه افتد ، مستطيل مجوّف ، و بعضى مسدّس و مثمّن ماليده ، بعضى يكپاره ، و بعضى دو يا سهپاره ، حكّاكان درهم وصل كنند بر روى صحيفهاى از مينا و به مصطكى مدبّر مىسايند ، آن صحيفه را آستر خوانند و آن وصل كرده را به آن آستر نگينها كنند به اشكال مختلف .
و غير انواع جواهر زمرّد وصل كرده عيب بزرگ باشد و كمقيمت شود ، و باشد كه پارهء زمرّد دو مثقال چون بشكافند و آن را آستر از مينا كنند و وصل كنند قيمتش پنج دينار شود .
و زمرّد را به جلاى ياقوت جلا دهند بر چرخ مس ، بعد از آنك آن را بر چرخ اسرب نرم كرده باشند .
و حكّاكان امتحان ميان مينا و زمرّد به جلا كنند كه مينا به سفال نو مصوّل كرده بر چرخ بيد جلا گيرد به غايت
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٠