دانگ تا بيست دينار ، و قيمت تسوى تا غايت پنج دينار .
و اگر در عين الهرّه « 1 » نورى درفشنده نبود زيادت قيمتى ندارد .
فصل پنجم در اخبار و حكاياتى كى در ياقوت گفتهاند
معتمدان صادق القول حكايت مىكنند كه پادشاه سرنديب و معبر را پارهاى ياقوت بر سبيل ارث از آباء و اجداد رسيده بر مثال دستهء كاردى . وزن آن كما بيش پنجاه شست مثقال و پادشاه آن را در دست گرفته دايما سبلت خود به آن مىمالد و به دست هرك افتد پادشاه از ديار او باشد و هيچ كس نشان نداده است كى به وزن آن ياقوت بهرمانى ديدهاند .
آوردهاند كه به ايّام قديم در معدن ياقوت غلافى يافتند .
چون آن را بشكستند پارهء ياقوت مثل صليبى يافتند و آن بر تاج قياصرهء روم ديدهاند ، آن را « جبل » « 2 » گفتهاند كه چون در دست گرفتندى هردو جانب او از دست گذشته و پيدا بودى .
و استاد ابو ريحان آورده است كى در قديم در خزائن ملوك خوارزم پاره [ اى ] ياقوت اكهب بود لون او ميان آسمانگون و كحلى ، وزن آن زيادت از شست مثقال ، بسر آنجا صورت آدمى كرده بودند به دو زانو نشسته ، و زانوها باز نهاده ، و زنخدان بر سر دو زانو نهاده ، و هر دو دست بر دو ساق پاى فرو گذاشته ، و انگشتان پاى و انگشتان دست درهم افگنده .
هامش
( 1 ) - ( : عين الهر )
( 2 ) - اصل : حبل ، تصحيح مبتنى بر الجماهرست