تصرّف روزگار و تغيّر احوال و كثرت و قلّت دولت و ذلّت و رغبت بايع و مشترى مىگردد .
امّا بهنسبت با روزگار ما و اردو و محروسهء تبريز كه دار الملك ايران است قيمت عدل كنيم بين الطّرفين افراط و تفريط ، از بدايت ادون تا نهايت غايت اعلا .
و قيمت يك تسوى ياقوت دون از يك دينار مىرود تا غايت نهايت نيكوئى ده دينار ،
و قيمت نيم دانگ از يك دينار مىرود تا پنجاه دينار ،
و قيمت دانگى از ده دينار تا صد دينار ،
و قيمت دو دانگ از ده دينار تا پانصد دينار ،
و قيمت نيم دينار از بيست دينار تا هشتصد دينار ،
و قيمت چهار دانگ از پنجاه دينار تا هزار و دويست دينار ،
و قيمت پنج دانگ از صد تا هزار و پانصد دينار ،
و قيمت يك مثقال از صد دينار تا دو هزار و پانصد دينار رايج .
امّا بايد كه بهرمانى يا رمّانى به طراوت آبدار بود ، و آن را پشتى نيكو باشد ، و سرخى او چنان به طراوت بود كه گوئيا قطرهء خون باشد كى بر روى صفحهء نقرهء پاك افتاده باشد .
و ياقوت ممسوح كمتر كنند كه دريغ دارند سودن او .
امّا اگر ممسوح باشد بها دوباره شود ، و قيمت دو مثقال تا ده هزار دينار ارزد .
و بعد ازين بها از ترتيب برون افتد و معيّن نباشد و تعلّق به ارادت و رغبت بايع و مشترى دارد و قيمت آن مفوّض به راى و اختيار مقوّمان وقت ، با آنك يك مثقال نادر افتد .
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: ايرج افشار
ص٤٤