مذّعى تأليف آن است و زبدة التّواريخ كه از اوست ديده مىشود .
با اينكه ممكن است كه واقعا ابو القاسم كاشى مزبور فى الجمله مهارتى در شناختن جواهر و احجار كريمه و صنعت كاشى داشته بوده است ولى از لحاظ ديگر يعنى از نظر اطلاعات علمى و انشاء هيچ قسم اصليّتى در كار او نيست . غالبا كتب سابقين را به نام خود مسخ مىكرده و از آن تأليفى تازه مىساخته است ، چنان كه همين « عرايس الجواهر » او هم چنان كه اشاره كردهايد از از « تنسوقنامهء ايلخانى » گرفته شده است .
امّا در باب نام كتاب ظاهرا صحيح همان « عرايس الجواهر و نفايس الاطايب » است كه تناسبى با موضوع كتاب يعنى « جواهر » و « اطايب » دارد ، شايد بعدها ناسخين رعاية للسجع نام آن را برگردانده « جواهر العرايس و اطايب النّفايس » كردهاند كه به ظاهر هيچ معنى مناسبى ندارد .
* * *
2 - جدول تطبيقى عرائس الجواهر و تنسوخنامه
به شرحى كه در مقدّمهء كتاب گفته شده و در همين صفحه از مرحوم اقبال نيز نقل گرديده است ميان « تنسوخ نامهء » خواجه نصير الدين و « عرائس الجواهر » ابو القاسم كاشانى ، چه از حيث عبارت و چه از حيث ترتيب ابواب ، در موارد متعدد مشابهت وجود دارد ، على هذا درينجا ابتدا جدولى كه از فهرست مطالب ترتيب داده شده و سپس قسمتى كه از دو كتاب انتخاب شده است براى نشان دادن كيفيّت اين حقيقت نقل مىشود .