بوده است كه تاج الدّين مزبور در ابتدا دلّال جواهر و احجار كريمه بود و در نتيجهء همين شغل هم در دستگاه اولجايتو محمّد خدابنده ( 703 - 716 ) جانشين غازان خان نفوذ پيدا كرد و مدّتى نيز از طرف دربار مأمور تهيهء ادارهء كارخانههاى نسّاجى پارچههاى قيمتى در بغداد بود و در ساختن اقسام زربفتهاى سنگين قيمت بقدرى مهارت به خرج داد كه بيشتر منظور نظر اولجايتو شد و در سلطانيه ابنيه و بازارى به خرج خود ساخت كه تا آن تاريخ نظير آن را كسى نديده بود و به همين وسايل در دل اولجايتو جا كرد و رقيب خود خواجه سعد الدّين ساوجى را از ميان برده جاى او را گرفت .
نسخهء
As . 3613
با اينكه تاريخ كتابت آن جديدتر است به نظر اصلىتر مىآيد ، چه مقدمهء آن بنام « خواجه رشيد الحقّ و الدّوله و الدّين » يعنى خواجه رشيد الدّين وزير است . از اين مقدمه معلوم مىشود كه ابو القاسم كاشى در محرّم سال 700 كتاب « عرائس الجواهر » را به نام خواجه رشيد الدّين فضل اللّه كه واقعا در اين تاريخ وزارت داشته ساخته بوده است ، سپس بعد از آنكه تاج الدّين عليشاه اهميتى پيدا كرده نظر بتخصّص او در فنّ جواهرشناسى و رقابتش با خواجه رشيد و برگشتن ابو القاسم كاشى از خواجه رشيد نسخهء ديگرى از همان كتاب اوّل خود درست كرده و تقديم خواجه تاج الدّين عليشاه نموده است و شايد علّت اختلاف عبارت دو نسخهء
As . 3614
و
As . 3613
با يكديگر نيز همين نكته است ، چنان كه تقريبا همين نوع اختلاف عبارت بين دو كتاب جامع التّواريخ كه ابو القاسم كاشى