قلعى سفيد . و آن گوهرى است پاك و سفيد مانند نقره . و عجب آنك مس و قلعى دو گوهر نرماند و به آميزش گوهرى خشك حاصل مىآيد كه درو هيچنرمى نيست .
و ميان رصاص و نحاس مزاجى حاصل شده است كى به هيچ وجه از هم جدا نتوان كرد .
و سبب تركّب سفيدروى آن بود كه حجّاج بفرمود تا اوانى زر و نقره بشكنند و من بعد نسازند و در [
b
41 ] عراق و پارس نگذاشت كى كسى از زرينه و سيمينه آب خوردى . حكماى عصر براى بزرگان و منعمان قلعى با مس بياميختند و از آن اوانيهاى ضرورى ساختند .
فصل در صفت پتروى
پتروى « 1 » مركّب است از اسرب و نحاس و آن را « تال » نيز گويند كه اخسّ انواع مركّبات فلزّات است . سياه و تيرهفام بود . ازو هيچ اوانى فاخر نكنند ، مگر هاون و هركاره و مهراس و طنجره و ديگهاى گرماوه . اين نوع بر آتش پايدار نباشد . زود گداخته گردد و مس مجرّد بماند .
و اگر سفيدروى و تال و مس و برنج نامعلوم بر هم گدازند آن را « دراروى » خوانند و آن اخسّ و ارذل جملهء مركّبات فلزّات است .
فصل در معرفت طاليقون و خواص و فايدهء آن
طاليقون جوهرى است مركّب از فلزّات كى اصل آن از
هامش
( 1 ) - اصل : پتروى