* * * و سنگى است ديگر مجهول كى اگر كسى را تب مزمن گيرد بايد كه هفت روز بر سر شاهراهى مىگذرد . روز هشتم از آن راه پنج پاره سنگ يا ريگ بردارد و به خانه در زير خاك تر كند و مىگويد كه : « همچنانك آن سنگها را آن آفتاب اين تب را از فلان . » البتّه تب از آن شخص زايل شود به فرمان خداى عزّ و جلّ .
و اگر از آسيا سنگ زيرين پارهاى بر زن حامله بندند از سقط جنين به ناوقت ايمن باشد .
و اگر سنگى خرد بر زير سر مرده بياويزند و بازگشايند و بر كسى كه او را تب ديرينه آيد آويزند شفا يابد .
* * * ديگر سنگى است سياه خرد مدوّرگونه به شكل كوزهء فقاع و آن سنگى است كى مرغان در منقار گرفته بر سر لشكر اصحاب فيل باريدند . بر سر هركه آمدى از وى بگذشتى و به زمين درنشستى . اگر كسى را تب لرزه آيد از آن سنگ در دهان گيرد شفا يابد .
* * * و تمامت اين احجار كه بارى تعالى آفريده در هريك بسيار خاصيّت و فوايدست ، لكن هنوز معلومتر نشده و هريك موقوف شخصى است كه هنوز در عدم است . [
a
35 ]