و آوردهاند كه سنگى ديگرست مانند مقناطيس و به خاصيّت ضدّ او ، اعنى كى آهن از وى بگريزد .
سخن در خاصيت مقناطيس
خواجه ابو على سينا گويد اگر كسى را آهن سوده « 1 » داده باشند مقناطيس محلول بايد داد تا آن آهنها را جمع كند و برون آرد ، « * » و پيكان و سر نيشتر در رگ شكسته را بىرنجى و مضرّتى برون آرد .
و گفته كه اگر كسى مقناطيس محلول در دست مالد و بگذارد تا خشك شود و دست بر قفل بسته بمالد باز شود .
و زن حامله كه دشوار زايد در دست گيرد بچه زود برون آيد .
و اگر مقناطيس به سركه و نمك و جوز اورس و روغن گل بسايد و بر علّت خوك مالد بهتر گردد .
و آوردهاند كه اگر زيت در مقناطيس مالند آهن ازو بگيرند .
« * » و اگر كسى را زخمى رسد به تيغى زهر آب داده و مقناطيس خرد سوده بر آن جراحت پراگند زهر را جذب كند و مضرّت باز دارد .
و جابر بن حيّان گويد كه پاره [ اى ] مقناطيس داشتم مقدار صد درمسنگ آهن برمىداشت . چون روزگارى بر آن بگذشت بيشتر از هشتاد مثقال برنمىداشت . در قوّت او نقصان
هامش
( 1 ) - در بالاى آن الحاق شده « سويش آهن »
* - ازينجا تا آخر سطر بعد در حاشيه تحرير شده است .
* - ازينجا تا آخر دو سطر بعد در حاشيه تحرير شده است .