باب چهارم « 1 » در معرفت يشب و خواص و صفت او
يشب نيز انواع است ، و معدن او در زمين ختاى و طغماج است .
و آن بعضى سفيد بود روشن و برّاق ، و سبزى سياهفام ، و خاكسترگون ، و زمرّدى .
و از همه بهتر سفيد زردفام بود كه تيره و پيسه رنگ نبود .
و در كوههاى كرمان نوعى زردفام مىباشد ، خوشرنگ و روشن .
در خاصيت و منفعت يشب
هرك با خود دارد از صاعقه ايمن باشد و در چشم مردم شيرين بود .
و يشب را با معده خاصيّتى تمام است تا به حدى كه اگر كسى قلاده از يشب در گردن اندازد چنانچ يشب برابر معدهء او باشد معدهء او قوى شود و از رنج و ضعف معده ايمن باشد .
و اگر در معده رنجى يا ضعفى داشته باشد زايل گردد .
و فرق ميان او و نظاير آن بود كه گوئيا از يشب بوى دود مىدمد .
و اگر بر زن حامله بندند به آسانى باز « 2 » بنهد ، و اشباه را اين خاصيّت نباشد .
هامش
( 1 ) - اصل : سوم
( 2 ) - كذا در اصل ، « بار » صحيح است .