« * » باب اول در تعريف عقيق « 1 »
عقيق گرم و ترست . مزاج خون دارد و آن انواع باشد : سرخ و زرد و سياهفام .
و از همه بهتر سرخ بود ، پس زرد سرخ فام و پيسه نبود .
معدن او در بلاد يمن است در شهر حضرموت و از بسيارى كى هست قيمتى ندارد .
و از آنچ سرخ و زرد باشد زيورها سازند و به فال نيك دارند و مبارك شناسند .
و نوعى كى تيرهرنگ است آن را قيمتى زيادت نباشد .
در خاصيّت عقيق
فرق ميان او و اشباه آن است كى اگر او را در آتش اندازند سفيد برون آيد .
و سوده بر جراحات خون باز دارد .
و در وزن سبكتر از ديگر احجار باشد .
هرك در انگشترى با خود دارد بسيار خشم نگيرد ، و از درد سينه و خفقان ايمن باشد و از دشمنان نترسد .
هامش
* - ازينجا تا آخر صفحهء بعد در حاشيه تحرير شده است .
( 1 ) - مؤلف ابتدا باب مربوط به « دهنج » ( ص 134 ) را باب اول مقالت دوم قرار داده و بعدا كه مطلب مربوط به عقيق را به اين مقالت درهامش الحاق كرده آن را باب اول شمرده است ، و على هذا درينجا هم وصف عقيق باب اول خواهد بود و ناگزير در شمارهء ابواب تصرف كردهايم تا شمارهء رديف درست باشد .