بهر آنكه ايشان نايب « 1 » خليفهاند و شعار او دارند و خليفه و گماشتهء پادشاهاند و شغل او مىكنند . و همچنين خطيبان را كه اندر مسجدهاى جامع نماز مىكنند اختيار كند تا مردمانى پارسا و قرآنخوان باشند كه كار نماز نازك است و نماز مسلمانان بدان امام تعلّق دارد و چون نماز امام با خلل بود آن قوم هم نمازشان با خلل باشد . و همچنين بهر شهرى محتسبى بايد گماشت تا ترازوها و نرخها راست مىدارد و خريد و فروختها مىداند تا اندر آن راستى رود ، و هر متاعى كه
[ 28 b ]
از اطراف « 2 » آرند و در بازارها فروشند احتياط تمام كند تا غشى و خيانتى نكنند و سنگها راست دارند و امر معروف و نهى منكر بجاى آرند . و پادشاه و گماشتگان بايد كه دست او قوى دارند كه يكى از قاعدهء مملكت و نتيجهء عدل اين است و اگر جز اين كنند درويشان در رنج افتند و مردم بازارها چنان كه خواهند خرند و « 3 » چنان كه خواهند فروشند و فضلهجوى « 4 » مستولى شوند و فسق آشكارا شود و كار شريعت بىرونق گردد . و هميشه اين كار يكى از خواص را فرمودندى يا خادمى را يا پيرتركى را تا هيچ محابا نكردى و خاص و عام از او بترسيدندى همه كارها بر انصاف بودى و قواعد اسلام محكم چنان كه در حكايات آمده است .
حكايت در اين معنى
7 - چنين گويند سلطان محمود همه شب با خاصگيان و نديمان خويش شراب خورده بود و بامداد صبوح كرده . على نوشتگين و محمّد عربى كه سپاه - سالاران محمود بودند در آن مجلس حاضر بودند و همه شب بيدار بودند با محمود شراب خورده . چون روز بچاشتگاه رسيد على نوشتگين را سر گران « 5 » گشت و رنج بيدارى و افراط شراب بر او اثر كرد . دستورى خواست تا بخانهء خويش رود . محمود گفت « صواب نيست روز روشن بدين حال چنين مست
هامش
( 1 ) - نايبC: نايبانN - : P( 2 ) - از اطرافN - : PC( 3 ) - چنان كه خواهند خرند وN - : P( 4 ) - فضلهجوى وN: فضلهخورC - : P( 5 ) - را سركرانNC: سركردانP