گماشتگان و لشكر او همه چنين شوند و سيرت او گيرند . لاجرم خلق خداى در راحت افتد و ثمرت اين بهر دو جهان بيابند ان شاء اللّه تعالى .
فصل اندر اين معنى « 1 »
18 - عادت پادشاهان بيدار چنان بوده است كه پيران و جهانديدگان را حرمت داشتهاند و كاردانان و رزمآزمودگان را نگاه داشتهاند و هر يكى را محلّى و منزلتى نهاده و چون مهمّى بايستى « 2 » در مصلحت مملكت و عمارت و يكى را بركشيدن و يكى را از پاى فروآوردن و بناى رفيع كردن و با كسى وصلت ساختن و احوال پادشاهى بدانستن و از كار دين بررسيدن و مانند اين
[ 87 b ]
تدبيرها با دانايان « 3 » و پيران جهانديده كردهاند و باز چون خصمى و كارزارى پيش آمده است همه تدبير با رزمديدگان و كاردانان كردهاند تا آن كار بمراد برآمده است و اگر پيكارى پيش آمدى كسى را بدين پيكار فرستادندى كه او بسيار جنگها كرده بودى و مصافها شكسته و قلعهها گرفته و نام او بشير مردى در جهان گسترده ، و با اين همه پيرى جهانديده و كاركرده با او بفرستادندى تا خطايى نيفتادى . و وقت مىباشد كه مهمّ پيش مىآيد ، كار ناكردگان و كودكان و جوانان را نامزد مىكنند و خطاها مىافتد و در اين معنى بهر وقت اگر احتياطى فرمايند صوابتر باشد و بىخطرتر .
فصل در معنى القاب « 4 »
19 - و ديگر القاب بسيار شده است و هرچه فراوان شود قدرش برود و خطرش نماند و هميشه پادشاهان و خلفا در معنى القاب تنگ مخاطبه بودهاند كه از ناموسهاى مملكت يكى نگاه داشتن لقب و مرتبت و اندازهء هركس است .
هامش
( 1 ) - فصل درين معنىP: فصل جهل و يكم اندر اين معنى كويدN( 2 ) - بايستىNC - : P( 3 ) - تدبيرها با دانايانPC: تدبيردانانN( 4 ) - فصل در معنى القابP: فصل جهل و دوم در معنى القابN