فصل بيست و هفتم از زحمت ناكردن بندگان وقت خدمت و ترتيب كار ايشان
1 - بندگان كه به خدمت مىايستند زحمت مىكنند تا حاجت مىافتد بهر وقت تير انداختن 41 و چون در حال پراكنده شوند هم اندر وقت بازمىآيند ، و چون فرمانى جزم داده شود و يك دو بار با ايشان بگويند كه ايشان را چگونه مىبايد بود بر آن بروند و بدين تكلّف حاجت نيايد . و يا « 1 » معلوم فرمايند كرد كه هر روز از غلامان آبدار و سلاحدار و شرابدار و جامهدار و مانند اين و از غلامان كه بامير حاجبى و باميرى و بزرگى رسيدهاند چند پيش خدمت آيند تا هر روزى از هر وثاق بدان عدد بنوبت به خدمت مىآيند و از خواص همچنين تا زحمت نباشد . و ديگر غلامان را به همه روزگار قديم در پرورش و مرتبت ايشان از « 2 » آن روز كه بخريدهاند تا آن روز كه پير شدهاند و بركشيدهاند ترتيبى بوده است پسنديده و در اين ايام آن رسم از قاعدهء خويش بيفتاده است .
اندكى
[ 63 a ]
از جهت شرط كتاب را ياد كند بنده تا استطلاع رأى افتد .
هامش
( 1 ) - و ياP: و تاN: يا ؟ ؟ ؟C( 2 ) - ازN - : PC