حسن و لطافت و . . . سخن به ميان آمده است . مثلا در حكايات : مرد لشكرى و كودك و گربه و مار « 1 » ، پادشاه زندوست « 2 » و . . .
نكتهء ديگر اينكه ، مىدانيم حكايات اينچنينى صرفا مخصوص سندبادنامه نيست بلكه در ساير متون ادبى اعم از نظم و نثر نيز مشابه آنها ديده مىشوند ، حتى در مثنوى مولانا نيز اين گونه داستانها آمده است . « 3 »
تأثير سندبادنامه در ادبيات ايران و جهان
بسيارى از شاعران و نويسندگان در آثار خود از سندبادنامه استفاده كردهاند كه نشاندهندهء اهميت اين كتاب در نزد آنهاست . برخى از داستانهاى مثنوى مولانا در سندبادنامه ديده مىشوند . براى نمونه :
- قصهء سليمان و هدهد : كه در سندبادنامه تحت عنوان « داستان هدهد و پارسامرد » « 4 » آمده است .
- داستان خاريدن روستايى در تاريكى شير را : كه در سندبادنامه تحت عنوان « داستان صعلوك و شير و بوزنه » « 5 » بيان شده است .
- حكايت شتر و گاو و قوچ كه بندى گياه در راه جستند : كه در سندبادنامه تحت عنوان « داستان گرگ و روباه و اشتر » « 6 » ذكر شده است .
از كتابهايى كه به تقليد از كليله و دمنه و سندبادنامه نوشته شده است ، كتاب فرائد السلوك است كه مؤلف آن در اين مورد نوشته است : « مىخواستم كه بر عبارت اهل زمانهء خويش كتابى سازم و فراخور بلاغت كتّاب روزگار خود صحيفهاى پردازم كه جامع باشد قوانين فصاحت و افانين بلاغت را و حاوى بود مرنتف عبارات و طرف حكايات را و اقتدا كنم به صاحب كليله و سندباد و غير آن كه افاضل ساختهاند و بر آن طريق كه ايشان رفتهاند ،
هامش
( 1 ) . متن ، ص 106
( 2 ) . همان مأخذ ، ص 181
( 3 ) . بنگريد به حكايت زنى پليدكار كه شوهر را فريب داد و گفت : آن خيالات از سر امرودبن مىنمايد ( مثنوى مولانا ، دفتر چهار ، بيت 3544 به بعد )
( 4 ) . متن ، ص 230 .
( 5 ) . همان ، ص 154 .
( 6 ) . متن ، ص 36 .