ص 114
( 1 ) از حسين بن عبد الله بن احمد بن ابى حصينه ( سندبادنامه ، آتش ، ص 155 ) ترجمه :
روزگار بسيار خدعه كننده و دلربا است و زلال خوشىهايش به خاشاك رنجها آلوده است . دورى كن از بيشتر مردم زيرا آنها كالبدهايى هستند بدون قلب ، پس نفريباند تو را شبها و برق فريبندهء دروغگوى آن ( كه بارانى در پى ندارد )
( 2 ) ترجمه : تا حدّ ممكن از عمر كوتاه و زودگذر خود استفاده و بهره بگير .
( 3 ) ترجمه : صبح زود شراب بنوش زيرا روزگار فرصتهايى بيش نيست .
( 4 ) از طرفة بن العبد ( سندبادنامه ، آتش ، ص 155 ) ترجمه : خالى شد براى تو قضا ، پس تخم بگذار و آواز بخوان ( يعنى محيط براى تو بدون مزاحم شد پس راحت باش )
( 5 ) ترجمه : پيرى سراسر عيب است - امثال و حكم دهخدا ، ج 1 ، ص 254
( 6 ) ترجمه : سفيد است و تاريك ( پيرى ) و هر سفيدى در غير از چشم و فرقهاى سر ، نور است .
ص 115
( 1 ) ترجمه : مىكشد دامن جوانيش را پس خيال مىكنى او را [ چون ] شاخههاى درخت بان كه در باد صبا خم و راست مىشود .
( 2 ) از فرخى سيستانى ( ديوان ، دبير سياقى ، ص 392 )
( 3 ) از خيام ( رباعيات ، فروغى و غنى ، ص 149 )
ص 116
( 1 ) از ابو الفتح البستى ( سندبادنامه ، آتش ، ص 159 ) ترجمه : خدا رهايى دهد مرا از نادانى كه دست او به بدكردارى ، شادى مرا از بين برد .
ص 117
( 1 ) از امرؤ القيس ( سندبادنامه ، آتش ، ص 159 ) ترجمه : در آفاق بسيار گرديدم تا اينكه از غنيمت به بازگشت راضى شدم ( امثال و حكم عبد القادر رازى ، حريرچى ، ص 150 )
ص 118
( 1 ) ترجمه : آنگاه كه انديشههايشان در مصيبتى بدرخشد ، پردهء مصيبت را پاره مىكند ( تدبير آنها بر حوادث ناگوار پيروز مىشود )
ص 119
( 1 ) ترجمه در عراق براى ما شبهاى [ خوشى ] بود كه ربوديم آنها را از دستبرد روزگار و آنها را تاريخ و مبدأ عمر و عنوان ( نشانهء ) يادآورى و آرزوها قرار داديم .
( 2 ) از سنايى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 179 ) در كليلهودمنه ، مينوى ، ص 245 نيز آمده است .
( 3 ) از معزّى ( ديوان ، اقبال ، ص 235 )
ص 120
( 1 ) از ابو الفرج رونى ( ديوان ، چايكين ، ص 29 )
( 2 ) ترجمه : گرسنگى ، شيران را به خوردن مردارها راضى مىسازد ( امثال و حكم
سندباد نامه ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: محمد بن على ظهيرى سمرقندى
ص٢٦٣