تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سندباد نامه ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
ادراك ، پيدا و روشن و ميل طبيعت در اوقات صبوت به ملاعب و ملاهى زيادت اسباب تأخير درك امانى است در ابتداى جوانى و ازينجا گفته است : شعر
و ركضت افراس الصّبى فجرت الى * غاياتها شوسا به غير عذار 1
بيت
جوانى كه پيوسته عاشق نباشد * دريغست ورا روزگار جوانى 2
و « 1 » اين مقدّمات را نظيرى و اين واقعه را داستانى است . اگر رأى شاهنشاهى اجازت فرمايد « 2 » ، تقرير كنم . شاه فرمود : بگوى « 3 »

داستان كودك و رسن و چاه « 4 »

شاهزاده گفت : در شهور دابر « 5 » و سنين غابر ، زنى بوده است كه متابعت شهوات شيطانى كردى « 6 » و موافقت لذّات جوانى نمودى و بر اسباب معاشرت ، حرصى غالب و شرهى طالب و نهمتى راغب داشت و اوقات و ساعات بر تحصيل لذّات و ادراك نهمات مقصور كرده بود و اين معنى ورد خود ساخته : رباعى
بردار پياله و سبوى اى دلجوى * فارغ بنشين تو بر لب « 7 » سبزه و جوى بس شخص عزيز را كه دهر اى مه‌روى * صد بار پياله كرد و صد بار سبوى 3
روزى سبوى آب و رسن برگرفت و به طلب آب بر « 8 » سر چاه رفت « 9 » و كودكى طفل در بر داشت . چون به سر چاه رسيد ، معشوق « 10 » را ديد بر لب چاه ايستاده و « 11 » چشم انتظار گشاده
هامش
( 1 ) . آتش : قبل از اين يك سطر اضافه دارد : باز ظهور صبح صادق و قبول تأثير در عواقب ، حصول استعداد و تهيّؤ اسباب و استكمال حواص و استجماع خرد ( 2 ) . آتش : اگر از رأى شهنشاهى اجازت باشد ( 3 ) . ازمير : كه بگو ( 4 ) . آتش : داستان زن و كودك و چاه و رسن و معشوق ( 5 ) . ازمير : دائر ( 6 ) . آتش : « كردى » ندارد ( 7 ) . ازمير : با مرغ نشين تو بر سر ( 8 ) . آتش : به ( 9 ) . آتش : « تا از جهت خانه آب آورد » اضافه دارد ( تاشكند مطابق متن ) ( 10 ) . آتش : معشوق خود ( 11 ) . آتش : واو ندارد
سندباد نامه ( فارسى ) — صفحة 202 | محمد بن على ظهيرى سمرقندى / محمد باقر كمال الديني