هذا يفعله الناس احيانا ، فينظر فى كتاب الابتياع ، فان ذكر فيه انه غير رهب و لا الجاء ضعفت شبهة هذه الدعوى ، و ان لم يذكر ذلك فيه قويت به الشبهة للدعوى » .
صفحهء 308 سطر 8 « اين است حكم اقطاع استغلالى چنانچه در كتاب انوار از امام ابو الحسن ماوردى نقل كرده . . . »
در حاشيهء نسخه اصل عين گفتار ماوردى را نقل كرده است بشرح زير : « و اذا صح الاقطاع فاراد السلطان استرجاعه من مقطعه جاز ذلك فيما بعد السنة التى هو فيها و يعود رزقه الى ديوان العطا و اما فى السنة التى هو فيها فينظر فان حل رزقه فيها قبل حلول خراجها لم يسترجع منه فى سنته لاستحقاق خراجها فى رزقه و ان حل خراجها قبل حلول رزقه جاز استرجاعه منه لان تعجيل المؤجل و ان كان جايزا فليس بلازم » .
صفحهء 327 سطر 11 « و در صله شرط حواله و تسبب همچنانكه در حكم اقطاع گذشت »
اشاره است به آنچه در صفحهء 307 آمده : « و اگر بگرداند از براى ايشان از مال خراج چيزى را جايز است به دو شرط . . . »
چنين به نظر مىرسد كه تسبب در متن غلط و به جاى آن تسبيب صحيح است كه در اصطلاح مالياتى به معنى حوالهء مالى است متعذر الوصول كه محال له به زور يا نفوذ خود بايد آن را وصول كند ( مفاتيح العلوم خوارزمى ) در بيهقى آمده : « من كه بوسهلم لشكر را بر يكديگر تسبيب كنم » و محال له را در اين موارد مسبب مىگفتند . در تاريخ بيهق گويد : « مىترسم كه ناگاه مسببان چون لعنت كه بر سبيل ابليس فرودآيد به سر من فرودآيند » .
( صفحهء 80 چاپ بهمنيار )
ظاهرا مؤلف اين كلمه را به معنى مطلق حواله و مترادف با آن به كار برده است .
صفحهء 340 سطر 16 « و شرط نيست كه بگويد : همچو ميل در سرمهدان ديدم » .
چنين است در همهء نسخهها به طور وضوح ، و به نظر مىرسد كه كلمهء « نيست » اشتباه و به جاى آن « است » صحيح باشد . اگرچه مؤلف در اينجا فتواى شافعى را نقل مىكند ليكن ظاهرا اين مسأله متفق عليه است كه گواهى در زنا بايد مقرون به آن وصف معين باشد چنان كه ماوردى هم كه خود پيرو
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 515
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٥١٥