تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
نگردانيده باشد " ( ص . 108 ) مناوله اصطلاح علم درايه و از طرق تحمل حديث است . مناوله به اين معنى است كه شيخ استاد حديثى را به صورت مكتوب بدست راوى مىسپارد ؛ راوى آن حديث را كه روايت مىكند كلمهء مناوله را قيد مىكند تا فرق آن با روايت مبتنى بر سماع يا قراءت تنها معلوم گردد ، مثلا مىگويد : حد ثنا فلان مناولة يا اخبرنا فلان مناولة ( و جيزهء شيخ بهائى )

منجمه

پاره‌پاره . مقسط ، بدهى كه بر اقسام تقسيم شود . " خراجى كه بر سواد عراق ضم كرده‌اند اجرتى است منجمه كه هر ساله ادا كنند " ( ص . 272 )

منصف

نوعى شراب كه از خرما و رطب درست مىكنند و مستى نمىآورد و خوردن آن مكروه است .

منعت

پشتى دهنده و حمايت كننده . " اگر جماعتى از كافران درآيند و قطع طريق كنند و منعتى نباشد ايشان را ، اين نقض عهد نباشد و اگر ايشان را منعت باشد و مقاتله با مسلمانان علانيه كنند نقض عهد باشد " ( ص . 452 )

من

منت گذاشتن بر اسير و آزاد كردن او ، در برابر شقوق ديگر يعنى كشتن يا به بردگى گرفتن يا فديه خواستن . " امام مخير است ميان استرقاق و قتل و من و فدا " ( ص . 448 ) اين اصطلاح از آيهء 4 سورهء محمد گرفته شده است .
فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً

منى ( منا )

جايگاهى است نزديك مكه كه مراسم قربانى در آنجا انجام شود .

موات

" زمين موات آن است كه فتح كند امام بلده‌اى را به زور و قهر ، و قسمت نكند زمينها را در ميان غانمان و ترك كند آن را مهمل " ( ص . 269 ) زمينى كه آب نداشته باشد . زمين دور افتاده و پرت كه مورد احتياج نباشد .

موادعه

مهادنه . آتش‌بس . صلح كه تعيين مدت آن بسته به نظر امام است . " عبارت است از مصالحه با اهل حرب بر ترك جنگ در مدتى معين " ( ص . 451 )

مولى

مالك برده ، خواجه .

مهادنه

" عبارت از موادعه است " ( ص . 452 ) پيمان صلح . آتش‌بس .