مشك
" معادل پنجاه من است " ( ص . 237 )
مضاربه
شركتى است در ميان دو طرف كه يكى سرمايه مىدهد و ديگرى كار مىكند و سود در ميان دو شريك به ترتيبى كه توافق كردهاند تقسيم مىشود .
مظلمه
ستم ، مالى كه به ظلم از كسى گرفته باشند .
معتده
زنى كه در دوران عده باشد .
معيد
خليفه يا نايب معلم كه درس را براى شاگردان اعاده و تكرار مىكند .
" و معيدان را مقرر سازد كه با طالب علمان اعادت درسها مىنمايند " ( ص . 96 )
مفاخذه
هم زانو شدن . ران بر ران ديگرى ماليدن .
مفادات
بازخريدن اسير ، آزاد كردن اسير در برابر پرداخت فديه .
مفاوضه
شركت در مال ؛ شركتى كه شركا در سود و زيان و جميع تعهدات و حقوق يكسان باشند .
شركت مفاوضه : انبازى برابر در هر چيزى ( منتهى الارب )
مكاتب
بندهاى كه بهاى خود را با خواجه توافق كرده و متعهد شده است كه آن را بپردازد و آزاد شود .
مكس
" كه او را باج و تمغا و جواز و غير آن گويند " ( ص . 327 )
ماليات غير شرعى .
مكسر
شكسته ، پول نقره يا طلا كه وزن آن كم و نادرست باشد .
ملت
" جهت آن او را دين گويند كه احكام او تدوين يافته . . . و بدان اعتبار كه خلايق بر آن اجتماع نمودهاند و موجب اجتماع و الفت امت گشته آن را " ملت " گويند يا به واسطهء آنكه آن را املا كردهاند بر مردمان آن را ملت گويند " ( ص . 91 )
من
من بزرگ معادل ششصد درهم ، و من كوچك معادل دو رطل است . ( ص . 237 )
مناوله
" و آن كتاب را از وقت سماع يا قراءت يا مناوله تا وقت روايت از خود جدا