تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
مأمور وصول زكات از بازرگانان .

عشر

بفتح اول ، گرفتن عشر يعنى ده‌يك است .

عشرى

به ضم اول آنچه مشمول زكات ده‌يك است .

عصفر

عصفر گل كاجيره است كه به نامهاى ديگر از جمله بهرمان و قرطم و زردك و رنگ زعفران هم ناميده مىشود . دانهء آن را كاويشه يا كافشه و خسك‌دانه خوانند . از گلبرگهاى عصفر رنگى زرد و زيبا بدست مىآيد و جامه‌اى را كه به آن رنگ كنند " معصفر " گويند . از گل و دانه‌هاى عصفر به عنوان مسهل و مسكن استفاده مىكنند . ( لغت‌نامه )

عضل

امتناع ولى از تزويج دخترى كه تحت ولايت اوست : " اگر زن بخواهد ولى را بنكاح از كفو ، و عاقله و بالغه و حره باشد ، و ولى امتناع كند از تزويج او ، آن عضل است " ( ص . 384 )

عطايا

مستمرى لشكريان از بيت المال ، و نيز مستمرى كسانى چون قاضيان و مفتيان و محتسبان و موذنان و معلمان " كه نفس خود را مشغول گردانيده باشد از جهت عمل مسلمانان " ( ص . 312 )

عطا ( ديوان عطا )

دفاتر ثبت نام اهل عطا ، اداره‌اى كه به كار اهل عطا رسيدگى مىكند . " و مصلحت چنان ديدند كه دفتر عطا مقرر گردانند و اسامى لشكر اسلام به ترتيب قبائل در آن درج كنند و مقادير عطاهاى ايشان را مقرر سازند تا نام هر كس كه در ديوان عطا ثابت باشد به وقت حاجت او را امر كنند تا حاضر شود " . ( ص . 324 )

علوق

باردار گرديدن . بسته شدن خون زن در رحم با نطفه مرد در ابتداى حمل . " و اگر هر دو مرتد باشند وقت علوق ، حكم همچنين است . " ( ص . 433 )

عنزه

نيزهء كوچك : " و چون به مصلى رسيدى عنزه را در نمازگاه برابر روى نصب كردى ، از براى آن كه آن زمان مصلى صحرا بود و ديوارى و محرابى نبود . " ( ص . 381 )

عنوه

قهر و غلبه : " سواد عراق مفتوح شده عنوة " يعنى به قهر و غلبه تصرف شده است . بيشتر سرزمينهائى كه در صدر اسلام به تصرف مسلمانان درآمد از اين قبيل بود . ( ر . ك : خراج )