فرد
" رداى مبارك را فردى بغل راست بيرون آورد و بر بالاى دوش چپ انداخت " ( ص . 368 ) يعنى لختى از ردا ، يك جانب آن .
فرض
" در لغت عبارت از قطع است و در شريعت عبارت از حكمى است كه خداوند تعالى بر بندگان قطع و تقدير فرموده كه هر كس كه آن را ترك كند آثم گردد و هر كس بدان عمل كند ثواب يابد " . ( ص . 361 ) . ر . ك : واجب
فرق
" معادل سى و شش رطل است " ( ص . 237 )
فقاع
شرابى كه مستى نمىآورد ، و نزد اهل تسنن خوردن آن حرام يا مكروه نيست .
فقير
" كسى است كه او را ادنى چيزى باشد " . ( ص . 246 ) فقير از اقسام مستحقان زكات است و داشتن " خانهاى كه مسكن اوست ، و جامهاى كه پوشيده از براى تجمل ، و بندهاى كه محتاج به خدمت اوست و اموالى كه غايب است تا مسافت قصر ، او را از فقر بيرون نمىبرد " . ( ص . 245 )
در برابر " مسكين " كه كسى است " كه او را هيچ نباشد . . . و بعضى گويند برعكس است " يعنى فقير كسى است كه او را هيچ نباشد و مسكين كسى است كه " او را ادنى چيزى باشد " .
فلوس
پول نقد در برابر طلا و نقره :
" و فلوس ندهند لشكرى را و اگر چه فلوس رايج باشد " . ( ص . 300 )
فىء
غنيمت .
" فىء عبارت از مالى است كه از قبل كفار حاصل گردد بىآنكه اسپى دوانند همچو موضعى كه كافران از آنجا جلا كنند " ( ص . 411 )
فى سبيل الله
از اقسام مستحقان زكات است و مراد از آن جنگجويان داوطلب ( غازيان متطوعه ) است . ( ص . 248 و 249 )
ق
قذف
تهمت زنا زدن بر مرد متأهل يا زن شوهردار . " معنى قذف در لغت انداختن است و در شرع عبارت از نسبت كردن كسى است كه محصن باشد به زنا ، به شروط معلومه " . ( ص . 357 )