ذراع يوسفيه منسوب به قاضى ابو يوسف .
ذراع ميزانيه منسوب به مأمون خليفه .
ذراع كرباس كه ذراع عامه است هفت قبضه بىاصبع قائمه است و ذراع مساحت هفت قبضه است با اصبع قائمه ( ص . 276 )
ذراع كردن
اندازه گرفتن ، مساحى كردن
" زمين را به گز ملك ذراع مىكردهاند و غير زمين را مانند كرباس و غير آن به گزعامه " ( ص . 276 )
ذمه
" در لغت عرب به پنج معنى آمده است ؛ به معنى عهد و امان و ضمان و حرمت و حق . و اهل ذمه را از آن جهت ذمى گويند كه در عهد مسلمانان و امان ايشان درآمدهاند " ( ص . 437 )
ر
راحله
ستور باركش .
" غلامى از آن ابو بكر صديق در عقب مانده بود و شترى را كه راحلهء آن حضرت و ابو بكر بود در دست او بود " ( ص . 367 )
رايش
" كسى كه واسطه ميان رشوت دهنده و رشوت گيرنده باشد " ( ص . 165 )
رده
ارتداد ، برگشتن از دين اسلام .
" عبارت از قطع اسلام است به قولى يا به فعلى كه باز مىگردد مسلمان به واسطهء آن از اسلام به كفر " ( ص . 425 )
رشوه
" اصل او از رشاست و رشابندى است كه دلو را به چاه مىرساند تا آب از آن بردارند " ( ص . 165 )
رضخ
" در لغت عطيهء اندك است و در شرع عبارت از عطائى است كه امام يا امير لشكر نمايند كسى را كه در لشكر حاضر باشد و مستحق سهم غنيمت نباشد " ( ص .
420 ) جزئى از غنيمت - كمتر از سهم مجاهدان - كه به امدادگران و افراد غير جنگى در سپاه اسلام داده مىشود .
رطل
" معادل صد و سى درهم و به قولى معادل صد و بيست و هشت درهم و چهارهفتم درهم است " ( ص . 239 )