تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
است و پنجمى ( حد قذف ) مشترك بين حق الله و حق الناس است ( ص . 333 )

حر البعض

بنده‌اى كه قسمتى از بهاى خود را پرداخته است " و مكاتب و حر البعض همچو آزاد است " ( ص . 331 )

حربى

كافرى كه با مسلمانان در حال جنگ است . " و گاهى كه حربئى به امان درآيد به مملكت ما و بنده‌اى كه مسلمان شده بخرد و بدار الحرب برد . . . " ( ص . 422 )

حرز

حفاظ ، جا و مكان معينى مانند صندوق كه مالى را محفوظ نگاه دارد . همچنين اگر مالى تحت نظر حافظ و نگهبان باشد آن نيز در حرز است . " اما حرز ، آن بر دو نوع است . حرز از براى معنيى كه در اوست همچو خانه‌ها و دكان و صندوق ، و حرز به كسى كه نگاهدارندهء اوست همچو كسى كه در راه نشيند يا مسجد ، و متاع او نزد او باشد ، پس آن متاع به دو محرز است " ( ص . 346 )

حشفه

صخره يا جزيره‌اى كه سر از آب بيرون كرده باشد . آلت رجوليت مرد تا ختنه‌گاه .

حقه

" شتر ماده كه به سال چهارم درآمده باشد " ( ص . 232 )

حلبه

گياه شنبليد . درخت عرفج ، درخت قتاد . نوعى از طعام كه با دانه شنبليد بسازند .

حوامل

شترانى كه از براى بار كردن باشند . شتران باركش كه مشمول زكات نيستند .

حيض

قاعدگى زن . خونى كه از رحم زن از هنگام بلوغ تا دوران يائسگى در فواصل تقريبى يك‌ماهه به مدت چند روز خارج مىشود .

حيله ( حيل شرعى )

راهى كه براى روبرو نشدن با منع شرعى دربارهء امرى اتخاذ مىشود . حيلهء شرعى آن‌گاه كه به منظور تقلب و كلاه‌گذارى برسر قانون نباشد مجاز تلقى مىشود و در غير اين صورت مذموم است مانند رباخوارى از طريق توسل به عقودى از قبيل بيع به شرط و غيره " و گاه باشد كه مفتى را حمل كند اغراض فاسده بر تتبع حيله‌ها " ( ص . 114 )

خ

خراج

" وظيفهء معينه كه آن را موظف ساخته باشند بر آدمى يا بر زمين كه ادا كنند آن