آنجا رسذ دليل قوى گردذ . و پيذا آيذ چون مرّيخ تحت شعاع بوذ بوقت تحويل يا اوّل فصلها يا اجتماع و استقبال خاصّه در وتدى ، و برج منقلب بوذ بر فتنه دليل كنذ . مرّيخ ناظر بخذاوند سال يا سالخذاى باشذ و راجع گردذ در جايگاهى ناموافق بىنظر سعدان دشمن بر پاذشاهان ( 227 ) بيايند و جنگ افتذ . اگر تحويل بروز بوذ و مرّيخ بر تربيع يا مقابلهء آفتاب بوذ در برجى منقلب ، خارجى « 1 » بر پاذشاه بيايذ و در معنى فتنه انگيختن مرّيخ مخصوص است و چون نيّرين بجايگاه نحوس رسند در وتد يا مرّيخ بوتدى رسذ از طالع سال خاصّه برجى نارى دليل بوذ بر فتنه و آشوب . نظر مرّيخ به سهم سعادت و سهم غيب نظر دشمنى دزدان غلبه گيرند و خون ريزش بوذ نگه كن اندر برج انتها [ ى ] طالع پاذشاه و دهم او ، و يا طالع نشستن بر تخت مملكت و دهم او ، با طالع آمذن در شهر و دهم او ، اگر منحوس بوذ از مرّيخ دليل كنذ بر اضطراب . دو سهم است يكى را سهم صلح « 2 » خوانند و دوّم سهم قتال و در مدخل بيرون آورذنش ياذ كرديم چون مرّيخ با اين سهمها بوذ خاصّه در برجى نارى فتنه عظيم باشذ . ميان درجه مرّيخ و درجهء وتدى از وتد طالع قران ببايذ ديذن تا چند است بهر درجى يك سال يا يك ماه برگرفتن و هر وقت چون مشترى مستولى بوذ بر مرّيخ خذاوند عدل و انصاف را ظفر باشذ و اگر مستولى مرّيخ بوذ خذاوند جور و بيذادى را نصرت و ظفر باشذ . و « 3 » اگر مرّيخ در چهارم طالع پاذشاه مستولى باشذ بطلميوس در كتاب خواص آورده است كى هر سال چون آفتاب بذروه اوج رسذ از مال جزيه پيراهنى سازد از حرير اسفيد و پنج « 4 » در پنج و يازده در يازده بر خشتك و پشتگاه وى كشند و بپوشذ در آن سال بر دشمنان مظفّر باشذ و بر چشم لشكر و رعيّت باشكوه باشذ و بايذ كى آن روز طعام وى از مال جزيه اليهود يا جزيه اليهود يا جزيه النصارى باشذ و اگر عطارد خذاوند دوازدهم يا ششم باشذ همين خاصّه نگه دارند . و اللّه تعالى اعلم و احكم .
هامش
( 1 ) . نسخه توبينگن « خارجئى » .
( 2 ) . نسخه اساس « فلج » ، نسخه قاهره « قلع » ، نسخه تهرانى « صلح » .
( 3 ) . از اينجا تا باب هفتم فقط در نسخه اساس آمده و احتمال دارد كه اين قسمت در نسخه اصل نبوده و بعدا اضافه شده است . و همينطور است در ص 242 نسخه اساس ، اين مطلب با تغييراتى جزئى آمده است .
( 4 ) . در بالاى « پنج » علامت گذاشته شده و در حاشيه نوشتهاند « يلعب العالى » ؟ .