تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة المنجمين ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
( 220 )

باب دوّم : در مقدّمهء احكام

هر وقت كى طالع سال برجى ثابت بوذ همهء سال [ را ] برو حكم بايذ كردن و اگر ذو جسدين بوذ يك نيمه كى چون شمس باوّل ميزان رسذ ديگرباره طالع بر بايذ آوردن و اگر منقلب بوذ هر فصلى را در سال چهار طالع ، و از ثابت هر كذام را مطالع بيشتر بوذ دليل او پاينده‌تر بوذ ، اوتاد دليل بوذ بر قوّت كار و تمامى ، و مايلى بر پيذا آمذن و ميانگى و ساقط ، بر فايت شذن . رجوعات و احتراقات : سعدان سعادت را ضعف دهذ و قبول نحسان منحسه و بذى بازدارذ [ و ] احوال ستارگان بر مانند خويش دليل باشذ شرف بر شرف و رجوعت بر بازگشتن و استقامت بر پايندگى و برين قياس . و هم‌چنين صورتهاء فلكى دليلند بر صورتهاى زمينى از جنس خويش ، چون حمل بر گوسفند و اسد بر دذ و دام . و مرّيخ قمر را در آخر ماه زيانى نكند و در اوّل زحل چه قمر در اوّل ماه گرم بوذ و در آخر ماه سرد بوذ و ازين ممازجه اعتدالى حاصل شوذ . زحل در مشرق و مرّيخ در مغرب زيانى كمتر كنذ ، مشترى بشمال و زهره بجنوب عطيه بيشتر دهذ ، جدى و عطارد دليل هندوان است ، شمس و ميزان از آن روميان ، حمل و مشترى عراق ، اسد و مرّيخ ترك . قمر از پيش و از پس كسوف بسه روز منحوس بوذ و آفتاب هفت روز تا قمر آن برج بريذن و شمس نصف جرم خويش بگذاشتن . و رجوعت مرّيخ و تدبير بزحل دادن زيانى عرب را بوذ . مشترى ( 221 ) در طالع نيك حال دليل بوذ بر صلاح كار مردم « 1 » و در وسط سما بارندگى و سيل بوذ و در سابع باذ جهذ و گوسفند بسيار بوذ ، در چهارم نبات بسيار باشذ چون آن نيّر كى نوبت او را بوذ ناظر باشذ بطالع دليل بوذ بر قوّت كار [ ها ] . آفتاب دليل بوذ بر حال مردم و حال هوا و قمر بر تن و اندام و حال زمين .

باب سيّم : در گرما و سرما و بارندگى [ و باد ]

بدانك ستارگان علوى بجايگاه نفس‌اند و سفلى بجايگاه تن ، و چون دو ستاره كى خانهاشان برابر يكديگر بوذ و قمر از يكى برگردذ و بديگر « 2 » پيوندذ فتح الباب خوانند چون مشترى و عطارد ، مرّيخ و زهره ، شمس و زحل ، پيوستن يا برگشتن از زحل [ مفرد ] چه خانهء
هامش
( 1 ) . نسخه اساس « ورد » . ( 2 ) . نسخه توبينگن و ملك و تهرانى و قاهره « بدوّم » .
روضة المنجمين ( فارسى ) — صفحة 287 | شهمردان بن أبى الخير رازى / جليل اخوان زنجانى