بغداد 1990 ، ص 233 ) .
ترجمه : روزى در گرو تقدير است ، نه ناتوانى از آن مىكاهد و نه گربزى آن را افزون مىكند .
( ص 401 ، س 24 )
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ .
صدر آيهء 41 ، سورهء الرحمن ( 55 ) .
( ص 402 ، س 4 )
المقدور كائن .
ترجمه : آنچه مقدّر است اتّفاق مىافتد .
( ص 404 ، س 5 و 6 )
ينبغى للملك أن يبتدئ فى تقويم نفسه قبل أن يشرع فى تقويم رعاياه و إلّا كان بمنزلة من رام استقامة ظلّ معوّج قبل تقويم عوده الّذى هو ظلّ له .
از قول افلاطون آمده است 138
Gutas , op . cit . , P
پادشاه بايد پيش از اصلاح رعاياى خود به اصلاح خود آغاز كند و گرنه همچون كسى خواهد بود كه پيش از راست كردن تركهء چوب در پى راست كردن سايهء كج آن برآيد .
( ص 406 ، س 3 )
برد غداة غرّ عبدا من ظمأ
( جمهرة الأمثال عسكرى ، ج 1 ، ص 218 ) .
ترجمه : خنكاى صبحگاهى است كه بندهاى را از ( بردن آب براى رفع ) تشنگى منصرف كرد .
( ص 407 ، س 9 )
الظنّ يخطىء و يصيب .
ترجمه : گمان گاه غلط از آب درمىآيد و گاه درست .