ترجمه : كسى را به درون مىرفت اميدوار ديدم و كسى را كه بيرون مىرفت خشنود يافتم ، و ديدم هركه آهنگ آنجا داشت تنگدست بود و هركه از آنجا بازمىگشت توانگر بود .
( ص 25 ، س 10 )
لا أحصى ثناء عليه .
ترجمه : از عهدهء ستايش او برنمىآيم
( ص 25 ، س 21 )
بيت متنبّى چنين است
و غير كثير أن يزورك راجل * فيرجع ملكا للعراقين واليا
( العرف الطيّب فى شرح ديوان ابى الطيّب ، 2 / 299 )
ترجمه : چندان عجيب نيست كه مردى با پاى پياده به ديدار تو آيد و در بازگشت شاه و والى دو عراق [ بصره و كوفه يا عراق عرب و عراق عجم ] باشد .
در روضة العقول « يزورك » به اقتضاى مقال « يزورنى : به ديدار مىآيد » تبديل شده ، و در مصرع دوم « فى العراقين » روايت ديگرى از « للعراقين » است .
( ص 26 ، س 1 )
أعطيت طاعة أهل الأرض كلّهم * فأنت ترعاهم و اللّه يرعاكا
اين بيت بايد يكى از بيتهاى شعرى باشد كه عبد اللّه بن همّام سلولى در تعزيت و تهنيت يزيد پس از مرگ معاويه سروده است ، هرچند روايت مصرع اول اين بيت در العقد الفريد ابن عبد ربّه ( دار مكتبة الهلال ، بيروت ، ج 2 ، ص 35 ، 141 ، 250 ) و زهر الآداب حصرى ( دار الجيل ، بيروت ، ج 1 ، ص 91 ) به صورتهاى كمابيش متفاوتى آمده است .
ترجمه : اينك همهء مردم زمين از تو فرمان مىبرند ، تو پاسدار آنانى و خدا پاسدار توست .
( ص 26 ، س 5 )
متوكّلا على اللّه فى التّلفيق مرتقبا من عنده حسن التّوفيق .