( ص 17 ، س 5 )
ذهب صفو الدّنيا و بقى الكدر فالموت اليوم راحة لكلّ مسلم .
ترجمه : پاكى و روشنى دنيا از ميان رفته است و تنها تيرگى مانده است ، امروز مرگ مايهء آسايش هر مسلمانى است .
( ص 17 ، س 6 )
ما يشغلهم الجنان و ما فيها من النّعيم عنه .
بهشتها و نعمتهايى كه در آنها هست ، آنان را از ( ياد ) او ( خدا ) باز نمىدارند .
( ص 16 ، س 10 و 11 )
أما ترى الشّيب و خط * و خطّ فى الرّأس خطط
و من يلح و خط الشّمط * بفوده فقد نعى
از سرودههاى حريرى در مقامات ( ص 421 ) .
ترجمه : نمىبينى كه سپيدى پيرى با سياهى موهايم درآميخته است و در سرم به نشان تملك حد و مرز ترسيم كرده است .
آنكس كه دو مويى در شقيقهاش پديدار شده باشد ، در واقع خبر مرگش را اعلام كردهاند .
( ص 18 ، س 2 )
كن حيث شئت تسر إليك ركابنا * فالأرض واحدة و أنت الأوحد
از متنبّى ( العرف الطيّب فى شرح ديوان ابى الطيّب ، 1 / 155 )
ترجمه : هرجا كه مىخواهى باش ، مركبهاى ما به سوى تو رهسپار مىشوند ، چرا كه زمين ( به رغم دورى مسافتها ) يكى است و يگانهء روزگار تويى .
( ص 18 ، س 3 )
أنبتاه اللّه نباتا حسنا .
خدا او را نيكو بپروراند .
صورتى از تعبير قرآن در آيهء 37 سورهء آل عمران و موارد ديگر .