گسترشى در خور ، يا كفافى پاسخگو عنايت فرما . بنگريد ! هر كس كه مىخواهد اين بخش از دعا را به صورتى شايسته دريابد ، بايد در پنج چيز خوب بينديشد :
1 - اينكه فقر بدتر از مقروض بودن است ، چه فقير آن گونه مورد اعتماد اجتماعى نيست كه فرصت وام خواستن براى او فراهم شود ، و تا از چنگال فقر بيرون نيايد - اگر چه تا اندازه اى - كسى به او مالى قرض نمىدهد ؛ با آنكه وام گرفتن نيز معلول نادارى است ، و خود فقر ديگرى است كه بر فقر نخستين افزوده مىشود .
2 - در دعا علَّتهاى پناه بردن از فقر به خداى متعال چنين آمده است :
( 1 ) - رفتن آبرو .
( 2 ) - پراكندگى فكرى و سرگشتگى و پريشانخاطرى كه بر آدمى مستولى مىشود .
( 3 ) - غم و اندوه .
( 4 ) - خوارى .
( 5 ) - بىخوابى .
( 6 ) - مسئوليّت اخروى ( در صورت گرفتن قرض بى جا ، يا كوتاهى در پرداخت و . . . ) 3 - در اين بخش از دعا ، پنج بار - به تعبيرهاى گوناگون - از فقر به خداوند پناه برده شده است .
4 - از اين بخش از دعا - كه مشتمل است بر بيان نتايج منفى تجربى و واقعى نادارى و بدهكارى - آشكار مىشود كه قرض امرى است كه اسلام آن را همچون يك ضرورت - براى موارد نياز - مقرّر داشته است نه چون يك اصل ؛ و از آنرو بر قرض دادن تأكيد شده است كه نيازمنديهاى مردمان در اوضاع و احوال خاص برآورده شود ، و از راه
الحياة ( فارسي ) — صفحة 397
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٣٩٧