، قرآن كريم ، ساختن ساختمانهاى تجمّلى و اشرافى را - چنان كه در دو آيهء پيش گذشت - نهى كرده است . شيخ طبرسى مىگويد : * ( أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ ) * يعنى در هر جاى بلند . . . * ( آيَةً تَعْبَثُونَ ) * يعنى بنايى كه براى سكونت به آن نياز نداريد ، بلكه بيهوده و براى بازى ( و مشغول بودن ) و سرگرمى مىسازيد ؛ گويى خداوند ساختن جايى را كه به آن نيازى ندارند ، « عبث - كارى بيهوده » ناميده است - چنان كه ابن عبّاس ( به روايت عطا ) چنين گفته است ؛ و مؤيّد آن است اين خبر كه از انس بن مالك نقل شده است :
« إنّ رسول الله « ص » خرج فرأى قبّة مشرفة ، فقال : ما هذه ؟ قال له أصحابه : هذا لرجل من الأنصار ؛ فمكث حتّى إذا جاء صاحبها فسلَّم في النّاس ، أعرض عنه . و صنع به ذلك مرارا حتّى عرف الرّجل الغضب و الإعراض عنه ، فشكا ذلك إلى أصحابه و قال :
و اللَّه إنّي لأنكر نظر رسول الله « ص » ، ما أدري ما حدث فيّ و ما صنعت ؟
قالوا : خرج رسول الله « ص » فرأى قبّتك فقال : لمن هذه ؟ فأخبرناه .
فرجع إلى قبّته فسوّاها بالأرض ؛ فخرج رسول الله « ص » ذات يوم فلم ير القبّة ، فقال : ما فعلت القبّة الَّتي كانت هاهنا ؟ قالوا : شكا إلينا صاحبها إعراضك عنه ، فأخبرناه ، فهدمها . فقال : « إنّ لكلّ بناء يبنى ، و بال على صاحبه يوم القيامة ، إلَّا ما لا بدّ منه »
- ( 1 ) روزى رسول خدا « ص » درآمد ، و ( بر سر ساختمانى ) قبّه اى بلند ديد . پرسيد : اين چيست ؟ اصحاب گفتند :
اين ساختمان از آن يكى از انصار است . پيامبر « ص » درنگ كرد تا صاحب آن آمد و در ميان مردم سلام كرد ، پيامبر « ص » از او روى گرداند . و اين كار را چند بار در حقّ او تكرار كرد ، تا آن مرد سرانجام از خشم و اعراض رسول خدا « ص » از خودش آگاه شد ، و نزد اصحاب گله كرد و گفت : من متوجّه نظر تند رسول خدا « ص » شدهام ، ليكن نمىدانم چه شده است و من چه كردهام ؟ گفتند : پيامبر « ص » بيرون آمد و قبّهء تو را ديد و پرسيد كه : « اين از آن كيست ؟ » و ما به او گفتيم كه مال تو است . پس آن مرد رفت و قبّه را ( ويران و ) با زمين يكسان كرد .
سپس رسول خدا « ص » روزى بيرون آمد و آن قبّه را نديد ، پرسيد :
قبه اى كه اينجا بود چه شد ؟ گفتند : صاحب آن علَّت اعراض تو را از ما جويا شد و ما او را آگاه كرديم ، و او آن را ويران ساخت . در اينجا
الحياة ( فارسي ) — صفحة 284
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٢٨٤