سياه .
*
( 30 ) لم يرض . . . :
اينكه زمين را براى تو هديه بدهد او را خشنود نساخت .
پس فلك برين را و آنچه در آنست پيش تو هديه فرستاد .
اين بيت در مقدمه « تاريخ الوزراء » صابى آمده و جزو قطعهايست كه آن را ابو اسحق ابراهيم بن هلال صابى به حضور مطهّر بن عبد اللّه وزير عضد الدوله ، همراه با اصطرلابى فرستاده است و تمام سه بيت چنين است :
اهدى اليك بنو الحاجات و اختلفوا * فى مهرجان عظيم انت مبليه
لكنّ عندك ابراهيم حين رأى * علوّ قدرك لا شىء يساميه
لم يرض بالارض يهديها اليك فقد * اهدى لك الفلك الاعلى بما فيه
( مقدمه - ص د )
* ( 31 ) ابو على بن ايّوب :
بايد سهو كاتب يا خطاى مؤلف باشد ، نام اين شخص ، بدرستى : « المعلّى بن ايّوب » است كه ضمن همين داستان در كتاب « خاصّ الخاصّ » ثعالبى ، ص 50 بدين صورت آمده كه :
[ و اهدى الى المعتزّ فى يوم نيروز مرآة خسروانيّة فى نهاية الحسن . . . ] ضمنا در كتاب « مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى » همين داستان ، نقلا از ذيل زهر الآداب ، و جوامع - الحكايات آمده است ( ص 32 - 31 ) .
* ( 32 ) المعتزّ :
- باللّه ، محمد بن متوكّل ، سيزدهمين خليفهء عباسى ، دوران خلافتش سه سال ( 252 - 255 ه . ق . ) بود . ر ك تجارب السلف ، ص 184 . نوشتهاند كه معتزّ بسيار بديع الجمال بوده و در ميان خلفاى عباسى به حسن و جمال مشهور است و براى اين حالت در ثمار القلوب ثعالبى ( ص 155 ) با عنوان « حسن وجه المعتز » اشاره شده .
* ( 33 )
گر عكس روى خوب تو افتد بر آينه * گردد ز فيض نور چو قرص خور آينه
گويندهء اين بيت را نيافتم امّا گوينده هركه باشد ، اگر متأخر بر خاقانى باشد به قصيدهء معروف :
ما فتنه بر توايم و تو فتنه بر آينه * ما را نگاه در تو و ترا اندر آينه
خاقانى توجه داشته است .
* ( 34 ) نحن الزمان . . . :
ر ك توضيح * ( 19 ) - باب دوم .