تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
* ( 22 ) عبد اللّه بن سليمان : - بن وهب الكاتب ، از وزراء عباسى و از بزرگان آن دولت بود . 10 سال وزارت المعتضد - باللّه را يافت . تولد او بسال 226 ق . است و در 288 ق . درگذشت ( اعلام زركلى ، به نقل دهخدا ) . * ( 23 ) اهديت ايّدك اللّه . . . : خداوند ترا يارى دهاد ، به تو دواتى هديّه فرستادم ، كه تمام لوازم و اسباب دوات را حاوى است ، زنگىنسب است ( داراى مركّب سياه ! ؟ ) جريان حلّ و عقد امور تو ، و اندازهء امر و نهى تو در آنست . * ( 24 ) امّ الرّدى . . . : [ اين دوات ] مادرى است كه گاه هلاكت و گاه احسان مىزايد ، سياهى است كه پندارى ، از جهت زيبايى ، عروسكى است از سنگ شبه ساخته شده . درخشش زيور آن حكايت از برقى مىكند كه در دل تاريكى ، يا در شبى بسيار تاريك و سياه بدرخشد و خنده زند . * ( 25 ) فيها قلم . . . : در درون اين قلمدان ، قلمى است كه بندهاى آن محكم است ، به دندان گرفتنش سخت است ، چون پوست مار ، نگارين و خال‌دار است ، و اصل شونده و رسنده ، گنگ ، گويا ، يارىدهنده ، خوارگرداننده ، بازدارنده و بخشنده است . * ( 26 ) من النطق . . . : [ اين قلم ] از زمرهء سخنوران گنگ است كه به شمشيرهاى سريجى سفيد ، و نيزه‌هاى خطّى گندمگون جلوه مىفروشد ، همواره بر روى كاغذها از اطراف خود دانه‌هاى مرواريد مىپاشد ، و گاه نيز رازهايى را بر آن وديعه مىگذارد . * ( 27 ) لو كنت . . . : [ در درون آن قلمدان ، چاقوى قلمزنى است كه ] اگر روزى آن را بر سنگ سخت بزنى سنگ از تيزى آن بريده و خرد شده ، خواهد افتاد . وقتى كه قلم را مىتراشد حتى از آتشى كه در نى خشك يا كشت درو شده و درخت افتد ، نافذتر است . * ( 28 ) و مقّط . . . : و قط زنى [ نيز در آن قلمدان هست ] كه از عاج ( سفيد ) و آبنوس ( سياه ) تركيب يافته . * ( 29 ) كانّما صاغ . . . : گويى كه [ آن قط زن دو رنگ ] از پرهاى عكّه « 1 » ساخته شده يا از پوستى ، دو رنگ سفيد و
هامش
( 1 ) . عقعق : عكّه ، زاغ دشتى . ( معين )