*
( 6 )
فَرِحِينَ :
شادمانند بدانچه خداوند از فضل خود بايشان داد .
بخشى است از آيه 169 ، آل عمران .
* ( 7 ) لو لا السلطان . . . :
اگر حكمران نباشد ، بعضى از مردم بعضى را مىخورد و نابود مىكند .
ر ك : مقتبس الاثر ، ج 7 ص 80 .
* ( 8 ) فضيل عياض :
از مشاهير عرفاى قرن دوم هجرى است . . . اصل او از كوفه و مولدش سمرقند و سكونتش در مكّه بود و هم در مكّه به سال 187 ق درگذشت . . . ( لغت نامه ) .
* ( 9 ) الفقر فخرى :
حديث نبوى است و صورت كامل آن چنين است : « الفقر فخرى و به افتخر » ر ك سفينة - البحار طبع نجف ، ج 2 ص 378 نيز ر ك ص 23 ، احاديث مثنوى .
* ( 10 ) ربّ اشعث اغبر :
بسا پريشان ظاهر خاكآلود كه از اهل اللّه باشند .
بخشى است از حديثى كه تمام آن چنين است :
ربّ اشعث اغبر ذى طمرين لا يؤبه له و لو اقسم على اللّه لا برّه منهم البراء بن مالك .
ر ك شرح تعرف ص 193 ، جامع الصغير ج 2 ، ص 80 .
* ( 11 ) فانّ شرّ الناس . . . :
بدترين مردم ، آن كسى است كه به تنهايى بخورد .
تمام حديث چنين است : شرّ الناس من اكل وحده و ضرب عبده و منع رفده . ر ك كشف المحجوب هجويرى ، ص 454 .
* ( 12 ) اذا تغيّر . . . :
هنگامى كه حكمران دگر شود ، روزگار نيز ديگرگون گردد .
نسبت اين عبارت در ص 13 « خرد نامه » ( خرد نامه ، ابو الفضل يوسف بن على مستوفى ، تصحيح اديب برومند ) به حضرت على داده شده .
* ( 13 ) و لا يتلقّى . . . :
[ ممدوح من ] به سوى جنگ سهمگين و ديدار هماورد ، همواره با روحى بزرگ و سرشار از دلاوريها مىشتابد .
بيتى است از متنبّى شاعر عرب در قصيدهاى با اين مطلع :
انا لائمى ان كنت وقت اللوائم * علمت بما بى بين تلك المعالم