همه سپر تن و شمشير دست و تير انگشت * همه سپه شكن و ديو بند و شير شكار
به قلع فساد و قمع افساد و تخريب اماكن و تنكيل مساكن و تفريق طوايف و تهديد بر مخالف « 1 » نامزد داشت ، چون قضاى نازل و بلاى عاجل اطراف و اكناف مأمن آن اهريمن را بگرفتند مانند قاهر عقاب يا آيت عذاب يا عفاريت آتشبار و افاعى دشمن شكار بر تلال و جبال آن محكم حصار بتاختند ، بر بروجى كه با بروج افلاك سر مساوات بلكه لاف مباهات داشت عروج نمودند . به ساعتى زلزله يوم النشور به ظهور پيوست . نتايج اعمال و پاداش افعالش مجسّم گشت و منطوق :
وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً
« 2 » مشهود آمد . به لحظهاى اساس آن حصار كه همانا از رخام و رصاص بنا رفته بود با سطح زمين يكسان و شرفاتش كه با چرخ برين خود را قرين مىپنداشت چون سر خجلتمندان پست آوردند . انبوهى از ناجوانمردان ايشان را از آن كوه به زير انداختند . زنان ايشان را كه با حور جنان مشابه و مماثل بودند موىكنان و مويهكنان دست خوش سپاهيان خواستند . نامبارك وجودش را كه اصل شجره شرارت بود به قيد حديد و بند شديد به دار الخلافه بفرستاد . خاشاك وجود ايذاى آن بىباك را از صفحه آن ملك پاك فرمود . بلى چنين كنند بزرگان چو كرد بايد كار .
پس از انصراف از تختگاه جم حكمرانى محل نشيمن ملوك
هامش
( 1 ) . مخايف .
( 2 ) . سورهء اعراف آيهء 4 .