به غايت دانا و دانشمند ، درست قول و صحيح العمل ، نيكو حساب :
يك صحيفه ز نام نيك ترا * بهتر از صد خزانهء گهر است
يا فاعل الخير لا تطلب به بدلا * و اقبل نصيحة ذى نصح و ارشاد
من يفعل الخير لا يعدم جوازيه * و اللّه للظالم العادى بمرصاد « 1 »
* * *
[ در جلوس اين دولت به مقتضاى كمال عقل و خرد . . . ]
در جلوس اين دولت به مقتضاى كمال عقل و خرد ، نيك و بد را به فكر متين و رأى رزين و انديشه دوربين تداركات نيكو فرمود .
خدمات شايسته و مهمات عمده را كافى و كافل شد .
منجمله ضبط مملكت فارس را در عهدهء كفايتش خواستند .
طرق و معابر آن ملك به واسطه سلامتى كه در مزاج « 2 » شاهزادهء آزادهء فرمانفرما حسين على ميرزا طاب ثراه بود و بسيارى ايلات و احشام مغشوش و بىاعتبار به نوعى كه آمد و شد قوافل و عابرين غالبا متعذّر و به غايت « 3 » مشكل ، آن چنان كه زارعين و اهل فلاحت آن ملك را در شب حفظ محصولات و خرمن متعذّر بودى . در نوبت حكمرانى و اختيار او آسايش و امان آنچنان گشت كه عجوزهاى از ملكى به ملكى آمد و شد نمودى ، احدى را زهرهء نگاه نبودى .
هامش
( 1 ) . بيت حطيهء در اصل به اين صورت است :من يفعل الخير لا يعدم جوازيه * لا يذهب العرف بين اللّه و الناس( 2 ) . ح : نهاد .
( 3 ) . م : غالبا