[ از روات ثقات مسموع است كه . . . ]
از روات « 1 » ثقات مسموع است كه در حداثت سن و اوائل عمر از مولد مألوف متوارى ، به دار السلام بغداد و حوالى آن بلاد بىسامان و مطلق العنان بود . غالب ماه به ماه مفقود الاثر و معدوم الخبر ، پس از تفحص و تجسّس در تكاياى بكتاش و مصاحبت بارنود و اوباش به سر داشتى ، نامى از حرمت و احترام نگذاشت و رسمى از فتوت و اكرام .
* * *
[ به ميرزا نبى خان كه درين فرخنده عهد . . . ]
به ميرزا نبى خان كه درين فرخنده عهد امير ديوان و انجاح تظلّم متظلمين را نايب سلطان و به علاوه تختگاه جمشيد و ملك سليمان را مالك الرقاب و حكمران است اين رفعت و حشمت از عدم كفايت « 2 » هادم الانجاب به وقع انجاميده مجملا در اجتماع عام و ازدحام خواص و عوام گفتى كه اگر در شب تار مختلف مردم بسيار را در محلّى جمع آرند ، امير ديوان را به شناسايى ايشان بدارند به ملامسه ذكر طبقات بنى نوع بشر را به اسم و بلد و آب و ولد بشناسد .
دانا داند كه چنين فضيحت سخن صدور ننمايد و صادر نگردد مگر از نادان مردى فضّاح و هذيان سرايى شطّاح .
* * *
هامش
( 1 ) . ح : و اگر از روات .
( 2 ) . ح : اين دو كلمه را ندارد .