تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
برانگيخت كه موجب ايذا « 1 » و علّت اين سياست چه بود ؟ معلوم شد كه به مناسبت اسمى مورد اين رنج و شكنج آمد . * * *

[ ميرزا رضاى تبريزى مباشر ضرابخانه‌هاى ممالك . . . ]

ميرزا رضاى تبريزى مباشر ضرابخانه‌هاى ممالك و ضابط معادن محروسه ملك را دربانى كرم نام و آقا كريمى كافى مهام بود . مشاراليه را به تنظيم يكى از ثغور مأمور داشتند . آقا كريم به حكم وكالت در اطراف ولايت وجوهات معادن جمع مىآورد . طردا للباب به هادم الانجاب انها داشتند كه آقا كريم نام كافل مهمات ميرزا رضا از معدن ملح لرستان فلان مبلغ دريافت نموده است . ساعت استماع در دار الخلافه به مطالبت وجه مأخوذ او را بخواست فرّاشان كرم دربان را به جاى او آوردند . آن چنان كه عادت اوست بدون پرسش و تحقيق وجهى كه مواجب و مرزوق عمر دربان به عشرى از آن كفايت نمىكرد حوالت داد . محصلان غلاظ و شداد بر آن پير بىمؤونت و زاد بياويختند . از مطلع آفتاب تا زوال آن به سه پايهء سياستش ببستند . اعضا و جوارحش را به چوب مطالبت شكستند . بلى آن را كه زر نه در مشت است و زور نه در پشت در اين مواردش خواهند كشت . مظلوم قريب به موت گشت و گفت :
عافيت را نشان نمىبينم * و ز بلاها امان نمىبينم نيست شب كز رخ سرشك و لبم * صد بهار و خزان نمىبينم
هامش
( 1 ) . ح : اين ايذا