گفت : چون به دست آمدى اى لقمه از حوصله بيش . جستن و راه حضور شاهنشاه گرفتن گرفت ، و گفتن آورد كه پهلوانى مكار و گردنكشى جبّار كه احدى در بلوك از بيمش نخفتى « 1 » و فوجى در مسالك و سلوك از خوفش آمد و شد نيارستى ، ظفر بر او غير ميّسر و به دست آوردنش غير مصور ، حيلهاى برانگيختم و كيدها فراهم داشتم تا چنين اهريمن كه خانگى دشمن است بدست آمد « 2 » :
مگر دشمن تيغزن بر در است * كه انباز دشمن به شهر اندر است
بفرماى كه با عيال قرين ويل و و بال آيد . خير خواهان ملازم ديوان به انصراف خاطرش به رجوع به ديوانخانه مستدعى گشتند .
مقبول آمد و مرجوع داشت و اين شعر مرا بخواند :
بترسيد از كين فرداى من * نرانيد حرفى به جز راى من
بيچارگان به تقصيرش به خلاف صدق تصديقى بنوشتند و به چوبى چند تأديبش نمودند .
* * *
[ مزرعهاى از صاحب طمع مخدومى . . . ]
مزرعهاى از صاحب طمع مخدومى ضبط نمود ، مشاراليه به رسم على الحساب اين رباعى بگفت :
هامش
( 1 ) . نخسبيد ( نسخهء م ) .
( 2 ) . اين دو كلمه در نسخهء م نيست .