تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
خواجه‌ام غصب كرد مزرع من * . . . زن شنيد و گفتا باش صرفه هرحال با من است كه هست * زرع از زارع و ولد ز فراش
يكى از مباشرين املاك مغصوبه گفتى كه در تعيين من به زرع مزارع منجمله دستورات اين بود كه آب و گاوت بهر جا كه روان و دوان است ابقا مدار كه الزرع للزارع و لو كان غاصبا . * * *

[ مدار كشت و زرع رى به . . . ]

مدار كشت و زرع رى به دو رود عظيم الورود است كه در شرق و غرب آن واقع است . به حكم كثرت طمع و غايت حرص اين دو رود و آنچه قراء و مزارع و قنوات و جداول و انهار و مياه كه ميان اين دو رود واقع است تصرف نمود . * * *

[ در اوايل اختيار اين نخبه . . . ]

در اوايل اختيار اين نخبه و نقاوهء اشرار كه دست تعدى و ستمش چنين دراز نبود ، مكامن باطن و مكنونات خاطرش را ظاهر نمىداشت و از اين خلايق كه مصداق اين مثلند : ذهب الناس و بقى النسناس ، انديشه مىنمود . مردى محلاتى كه به حكم جنسيّت و سنخيّت خلاصه محارم او بود در محفل يكى از مهاجرين ايروان كه از امراى اين دولت قوى شوكت واقع است با حضور اين ضعيف حضور