شش بماند بر مرد ، اگر پنج بماند بر زن ، و همچنين هرچ طاق بود بر زن و هرچ جفت بود بر مرد .
پسر سيرين ازين كار كردى ، و پس ازو خالد اصفهانى و معلّم كرمانى .
و محمّد بن عبد اللّه گفت من اندرين شمار نرسيدم و از هرك پرسيدم ندانستند . . . . « 1 » ده حرف آورده است و حروف معجم بيست و نه حرف است و نامهاى مردم درين جمله سيزده حرف نيايد . و ليكن نخواستم كه ازين كتاب بيفگنم چى معروف است [ به ] كتاب دانيال . بر همين قياس جمله فرو نهادم تمامت بيست و نه ، و هفت « 2 » از وى فرو نهادم ، درست نيامد .
باب . . . « 3 » اندر قياس آنك به كار بايد داشتن از شناختن عبارت وقتها و پرهيز كردن از وقتهاى ديدن خواب
دانيال گفت [
a
19 ] چون از تو مسألهاى پرسند كه جوابش بر تو پوشيده شود نگاه كن كه نخست كه خداوندش گفت چه بود ؟
اگر گشادن سخن بجستهء نيكو بود بدان كه آن خواب نيك است و دليل بر نيكى كند .
و اگر نخست سخن كه زبان گشاد مرغوا بود نه نيك بود .
و هر خوابى كه نخست حرفى كه زبان به دو بگشياد « 4 » « خا » بود بدان كه دليل بر خرّمى كند . و اگر « شين » بود دليل بر بدى كند .
و ساعتها را نگاه دارد ، و اختلاف شب و روز .
چون ترا مسألهاى پرسند از خواب به وقت نماز مرو را جواب مده از بهر آنكه ساعت مضطرب بود و مردم اندر انتظار نماز .
هامش
( 1 ) - رقم آحاد عدد محو شده ، ظ : سيزده
( 2 ) - هفت در اصل مكررست
( 3 ) - يك كلمه محو شده
( 4 ) - كذا در اصل