[ باب چهل و چهارم ] [ اندر تأويل حيوانات ]
. . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . .
مردى بىراه بود كيد كننده ، و گفتهاند زنى بىدين بود .
* * * و موش اندر تأويل درد بود ، و گفتهاند زنى فاسقه بود . و گفتهاند موش بسيار بندگان باشند ، و گفتهاند عيال باشند .
و اگر بعضى سياه باشند و بعضى سفيد دليل درازى عمر بود .
و بيرون آمدن موش از سراى دليل قحط و رفتن نعمت بود .
* * * و خارپشت اندر تأويل مردى باشد كه زود خشم گيرد .
* * * و شپش اندر تأويل اگر در جامهء نو بيند آن زيادتى مال و قوت [ باشد ] ، و اگر در جامهء كهنه بيند آن اندر تأويل عيال و دين باشد .
و اگر بر زمين بيند آن دشمنان ضعيف باشند .
و شپش اندر تأويل دليل غم بود ، و دليل حبس و مرض باشد .
و شپش سلطان را زيادت خشم بود .